هرچه بیشتر، کمتر و بالعکس!

امشب به یک کشف تازه در مورد خودم رسیدم! اینکه هرچی بیشتر سعی کنم خوابم ببره، کمتر خوابم می‌بره!

(شبیه این چیزی که الآن نوشتم رو هم قبلا چندجا خونده بودم... ولی متوجه معنیش نمی‌شدم. با خودم می‌گفتم آخه چه معنی میده که نوشته «هرچه بیشتر می‌گشت، کمتر پیدا می‌کرد!!!» خلاصه الآن این تناقض ذهنی هم برام حل شد و شیر فهم شدم که چطور نتیجه‌ی یک مقوله‌ی حداکثری، بشه یک چیز حداقلی!)

داشتم می‌گفتم... امشب هم ماحصل مجموعه‌ی اقداماتی که برای زودتر خوابیدن انجام دادم؛ یعنی پهلو به پهلو شدن و امتحان پوزیشن‌های مختلف، پیاده‌روی یک ساعته و وب‌گردی؛ شد بدنی که از لحاظ آمادگی و سرحال بودن، می‌تونه با شرکت‌کنندگان مسابقات مستر المپیا رقابت کنه!

موافقین ۰ مخالفین ۰

کوچ

تقریبا پنج سالی می‌شود که در اینستاگرام هستم. قبل از آن مدتی در فیسبوک صفحه داشتم؛ اما از فضای آن خیلی خوشم نیامد و زیاد آنجا دوام نیاوردم. معمولا سخت پسند نیستم و راحت با چیزهای مختلف کنار می‌آیم؛ ولی فضاهایی که باب میلم نباشند را ابدا تحمل نمیکنم! چه فضای فیزیکی باشد و چه مجازی... اینستا هم اوایل حال نسبتا خوبی داشت، برایم محترم و ارزشمند بود! ولی رفته رفته به سمت خز شدن پیش رفت، وهرکی هرکی شدن... البته شاید این خز شدن فقط در ذهن من بوده و شاید در خود من! در هر حال کم کم تحمل آنجا هم دارد برایم سخت می‌شود...

اما اینجا...

سابقه‌ی آشناییم با اینجا به همان پنج سال و اندی پیش برمی‌گردد. که یک وبلاگ زدم ولی هیچ وقت چیزی در آن ننوشتم تا اینکه حذف شد... حالا به دنبال گمشده‌ام در فضای مجازی به اینجا برگشته‌ام! دقیقا نمیدانم آن گمشده چیست و نمیتوانم تعریفش کنم... اما از خصوصیاتش این است که حالم را خوب می‌کند (:

 

+ بنا به عادتی که در اینستا داشتم شاید اینجا هم ته هر متن (یا همانی که اسمش توی اینستا کپشن بود!) چند پی‌نوشت بنویسم؛ پی‌نوشت‌هایی شاید مهمتر از متن.

+ فعلا در اینستا هم هستم تا ببینیم چه می‌شود. شاید کوچ کردم به اینجا... شاید هم برگشتم به همان خراب‌شده!

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

به نام خالق پرستوها

01

موافقین ۲ مخالفین ۰