امشب به یک کشف تازه در مورد خودم رسیدم! اینکه هرچی بیشتر سعی کنم خوابم ببره، کمتر خوابم می‌بره!

(شبیه این چیزی که الآن نوشتم رو هم قبلا چندجا خونده بودم... ولی متوجه معنیش نمی‌شدم. با خودم می‌گفتم آخه چه معنی میده که نوشته «هرچه بیشتر می‌گشت، کمتر پیدا می‌کرد!!!» خلاصه الآن این تناقض ذهنی هم برام حل شد و شیر فهم شدم که چطور نتیجه‌ی یک مقوله‌ی حداکثری، بشه یک چیز حداقلی!)

داشتم می‌گفتم... امشب هم ماحصل مجموعه‌ی اقداماتی که برای زودتر خوابیدن انجام دادم؛ یعنی پهلو به پهلو شدن و امتحان پوزیشن‌های مختلف، پیاده‌روی یک ساعته و وب‌گردی؛ شد بدنی که از لحاظ آمادگی و سرحال بودن، می‌تونه با شرکت‌کنندگان مسابقات مستر المپیا رقابت کنه!